|
رسانهها میدان جدید جنگ نرم
شاید به هیچ اندازه واژه جنگ نرم به اندازه فضای پس از انتخابات در ادبیات سیاسی کشورمان به کار برده نشده است؛ واژهای که در نقطه مقابل جنگ سخت یا استفاده از جنگافزار به کار برده میشود.
امروزه انسانها شاهد فراگیری بیسابقه رسانهها و وسایل ارتباطات جمعی مدرن و نوین هستند. بالطبع آنها در معرض شدیدترین امواج رسانهها قرار دارند. بیشترین حجم بهرهگیری از رسانهها در دست نظام سلطه میباشد و قدرتهای استکباری از رسانهها در جهت حفظ و گسترش قدرت خود بهره میگیرند. در واقع این رسانههای استکباری با دو شیوه عملیات روانی و همچنین کنترل، تضعیف، جهتدهی و هدایت جوانان در سراسر جهان فعالیت میکنند.
غرب در جنگ رسانهای، ایران را به عنوان یک زیرمجموعه در درون راهبردی کلان قرار داده است. در این جنگ رسانهای غرب میکوشد شکافها در ایران را ایجاد و یا فعال کند و در این چارچوب فعالسازی شکاف قومیتها یکی از اهداف اصلی غرب به شمار میرود.
ایجاد شکاف دولت با نظام بینالمللی نیز یکی دیگر از کارکردهای رسانههای غربی علیه ایران است. این رویکرد و تمرکز به آن در واقع ناشی از شکست تلاشهای غرب و آمریکا در تضعیف و واژگونسازی جمهوری اسلامی از یک سو و ناتوانی در برخورد با ایران از سوی دیگر است. به همین علت جنجالهای رسانهای در زمان حضور رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و دیگر مجامع بینالمللی شدت میگیرد تا به ادعای شکاف میان دولت ایران و نظام بینالمللی دامن زده شود.
مارک پالمر از استراتژیستهای معروف آمریکایی است که از او به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجی ایالات متحده نام میبرند. پالمر نویسندهی گزارش ایران ـ آمریکا، رهیافت جدید در استدلال خود، صراحتاً با ایدهی تهاجم نظام علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نموده تنها راه مبارزه با این نظام، پیگیری مکانیسمهای جنگ نرم و استفاده از تکنیکهای عملیات روانی تبلیغاتی با استفاده از سه تاکتیک دکترین "مهار"، "نبرد رسانهای" و "ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی" است.
در پایان این گزارش آمده است: «گفتگو فقط حکومت ایران را تقویت و محکم میکند، باید از طریق انزوا و تقویت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغییر این رژیم تلاش کرد.»
اما به راستی با توجه به مطالب ذکر شده این نبرد رسانهای در فضای مجازی به چه صورتهایی انجام میگیرد؟
آمریکا و جریان صهیونیسم بینالملل برای عملیاتی ساختن جنگ نرم و ناتوی فرهنگی علیه جمهوری اسلامی، طی سالهای گذشته راهکارهای مختلفی آزمایش کردهاند. سرمایهگذاری در رسانههای دیداری و شنیداری، آژانسهای تبلیغاتی و خبری و کمپانیهای فیلمسازی برای ارایهی تصویر سیاه و خطرناک از جمهوری اسلامی ایران برای افکار عمومی جهان که یکی از نمونههای برجسته آن، ساخت و پخش فیلم ضدایران "300" بوده، گوشهای از این اقدامات به شمار میآید. اکنون نیز فیلم دیگری با نام "فرار از تهران" توسط کمپانی برادران وارنر در حال تولید است.
راهاندازی سایتهای اینترنتی و ارائه نرمافزارهای جاسوسی به عوامل وابسته در داخل کشور، نیز یکی دیگر از اشکال و راههای این نوع جنگ علیه ایران است تا ابعاد مختلف جنگ رسانهای به شکل اثربخشتر طراحی و اجرا شود. استفاده از سایتهای اینترنتی و وبلاگ و فضاهای مجازی که به خصوص در بحبوحه ناآرامیها یا تنشهای اجتماعی سیاسی در کشور به صورت قارچگونه گسترش مییابند همواره مدنظر دشمن و در چارچوب جنگ روانی و سایبر قرار داشته و دارند و در چارچوب آن سعی میشود افکارعمومی را به رسانهها و منابع بومی بیاعتماد کرده و به شایعات، اخبار جهتدار و منفی دامن زده شود.
در پایان قابل ذکر میباشد دشمن علاوه بر این، از دیگر تاکتیکهای جنک روانی علیه ایران نیز استفاده میکند. تحریف، ساختن یک یا چند دشمن فرضی، پاره حقیقتگویی، محک زدن، ادعا به جای واقعیت، اغراق، تفرقه، تاکتیک زمانبندی، تاکتیک قطره چکانی، استفاده از خبر برای تبلیغات از تاکتیکهایی است که دشمن در چارچوب جنگ روانی علیه کشورهای هدف از جمله ایران استفاده میکند که برای مقابله با این حربهها: 1ـ اطلاعرسانی و تنویر افکار عمومی و 2ـ اطلاعرسانی شفاف و اعتمادسازی رسانهها کارساز و مؤثر خواهد بود.
|
|
|
|